ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

10

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

و ناتوانى همچنان به كار تحقيق ادامه مىداد و سر آن داشت كه كتاب ديگرى دربارهء دين مانى بنويسد كه عمرش وفا نكرد و در تاريخ هشتم اوت 1937 درگذشت . معمولا آثار و تأليفات دانشمندان و محققان سبب شهرت آنها مىگردد . اما كسانى كه محضر استاد جكسن را درك كرده بودند مىدانستند كه فضايل و سجاياى او ، يعنى مقام انسانىاش برتر و والاتر از مقام علمىاش بود . مردى سخت مهربان و وظيفه‌شناس بود و با اينكه از عيبجويى و غيبت از اين و آن پرهيز مىنمود هرگز از انتقاد كردن نمىهراسيد و معتقدات اخلاقىاش تزلزل نمىيافت . به تعليم و تدريس شوقى فراوان داشت و سخنرانى براى عامهء مردم را دون شأن خود نمىدانست . در امور تحقيقى سخت پاىبند انصاف و وجدان بود و از سر وسواس كار مىكرد و براى شاگردان خود نه تنها معلم ، بلكه مراد و مرشد بود . دورهء نشريات هند و ايرانى دانشگاه كلمبيا ، كه در سيزده جلد چاپ شده است همه يا به قلم اوست يا زير نظر او . هرگز به كسى رشك نمىبرد و دوست و مشاور ديگر محققانى بود كه در ايران‌شناسى كار مىكردند . با پارسيان هند روابطى صميمانه داشت ، و آنها او را از خود مىدانستند . استاد جكسن افتخارات علمى فراوانى كسب كرده بود . در ميهن خويش عضو انجمن فلسفهء امريكا و چندين انجمن علمى ديگر بود . سالها مدير ، و دو بار رياست عالى انجمن شرق‌شناسان امريكا را برعهده داشت . رئيس افتخارى مؤسسهء امريكائى هنر و باستان‌شناسى ايران بود . در اروپا ، او را به عضويت انجمن سلطنتى آسيايى انگلستان ، و انجمن آسيايى فرانسه برگزيده بودند . از دولت ايران نشان شير و خورشيد و از دار الفنون تهران - كه در واقع سلف دانشگاه تهران بود - درجهء علمى افتخارى داشت . با مرگ جكسن دانشمندى ارجمند و آزاد مردى بزرگوار از دست رفت .